1.2.3.....ضبط میشه

تا اونجا پیش رفتیم که دلاله گزینه هایی رو به خونواده داماد(دیگه میشه گفت داماد) پیشنهاد میکنه و اونا شرایط اولیه عروس خانم و خونوادش را برای آقا پسر شرح میدن تا نظر اون رو جویا بشن و ببینن برن برای دیدن دختر خانم یا نه. در اینجور مواقع اصل اینکه "دیدنش ضرر نداره" مطرح میشه و زمینه برای تشکیل اولین جلسه دیداری بوجود میاد.

ادامه ماجرا به این شکل انجام میشه که دلاله حانم یه تماسی با خونواده دختر خانم میگیره و از اونا کسب اجازه میکنه تا بهمراه مادر و خواهرداماد(اگه خواهر داشته باشه) با یکی دیگه از خانمهای فامیل داماد خدمتشون شرفیاب بشن. طبق یه قانون نانوشته هم مادر دختر خانم میگه صبر کنید شب که باباش اومد این موضوع را باهاشون در میون میذارم، شما لطف کنید فردا تماس بگیرید. قبل از خداحافظی، دلاله خانم شرایط آقا پسر و خونوادش را به مادر دختر خانم اعلام میکنه تا اونا بر اساس یه سری اطلاعات اولیه راحتتر بتونن تصمیم بگیرن. این اطلاعات شامل وضعیت شغلی و مدرک تحصیلی و درآمد و خلاصه همین چیزای عادی است.

شب که میشه مادر دختر خانم قضیه را با دختر خانم و پدرش مطرح میکنه و بعد از کلی خوشحالی درونی که فضای خونه را دربرمیگیره تصمیم اولیه گرفته میشه. اصولا در اینجور مواقع و به احتمال 90 درصد موافقت با جلسه اولیه اعلام میشه چرا که از دید یزدی ها اگه خونواده دختر اجازه ندن کسی بیاد دخترشون رو ببینه کم کم تعداد خواستگاراش کم میشه و خلاصه اوضاع قاراش میش میشه. واسه همین اجازه موافقت با نهایت رضایت و خوشحالی صادر میشه مخصوصا برای خونواده هایی که دخترشون خواشتگار چندانی نداره این اجازه حتی در تماس اولیه از طرف خود مادر دختره صادر میشه.

فردای اون روز دلاله خانم مجددا تماس گرفته و خبر نهایی را از خونواده دختر گرفته و قرار مدار اولین جلسه را با مادره میذاره و با سرعت نور این خبر را به گوش خونواده داماد میرسونه. با این خبر در واقع یکی از مشتریان بالقوه دلاله خانم بالفعل تبدیل شده و فعالیت های ایشون تا رسیده به سر منزل مقصود ادامه پیدا میکنه.

روز قرار که میرسه چند نفر از خونواده داماد که معمولا مادر و خواهرانش و بعضی مواقع عمه یا خاله هستند به اتفاق بانی خیر یا همون دلاله خانم خودمون راهی خونه دختر خانم میشن تا از نزدیک نتیجه خلقت خدا را ببینن و در موردش نظر بدن. در واقع توی این جلسه دختر خانم داستان ما همچون موجودی ناشناحته که وارد سیاره ای تازه شده از طرف خونواده دوماد مورد تجزیه تحلیل قرار میگیره. از شکل و قیافه و نوع دماغ و مدل چشم و ابرو و شکل دندوناش و .... اینا گرفته تا انگشتان دستش که مشخص بشه چند تا هنر از هر کدومشون میریزه و به اصطلاح پزشکی یه چک آپ کامل از بالای سر تا نوک انگشت پا انجام میشه تا خدای نکرده عروس انتخابی عیب و ایرادی نداشته باشه و فردا مردم صدتا حرف در نیارن. اصولا ترکیب تیم مذاکره کننده دوماد شامل افراد مختلفیه که هر کدوم در زمینه خاصی سر رشته دارن. یکی آرایشگر و صورت و چهره دختر را بررسی میکنه تا ببینه زیر آرایش خوشکل میشه یا نه، یکی خیاطه و قد و بالا را متر میکنه تا ببینه اضافه وزنی در کار نباشه و یکی هم خونه دار و با تجربه است تا ببینه این دختر خانم زن زندگی هست یا نه.

چون درصد موفقیت این جلسه زیاد معلوم نیست در نتیجه، رفتن به خونه دختر خانم در جلسه اول بدون هیچ گل و بلبل و در واقع خرج اضافی صورت میگیره. آخه ممکنه خونواده دوماد برای پیدا کردن نیمه دوم آقا پسرشون صد جا برن و اگه قرار بشه واسه هر کدوم گل و شیرینی بگیرن که اندازه یه خرج عروسی باید فقط گل بخرن.

ویژگی دیگه این مراسم اینه که بصورت کاملا زنونه برگزار میشه تا دختر خانم بتونه در کمال آرامش در وسط صحنه نقش آفرینی کنه و با هر روش ممکنه خونواده دوماد رو شیفته خودش بکنه. این ویژگی یکی از امتیازات این سبک ازدواجه چون مثل یه نوع فیلتریه که دوماد از اول داستان درگیر نمیشه و وقتش هدر نمیره مخصوصا اگه دوماد یه شهر دیگه باشه این ویژگی نمود بیشتری پیدا میکنه.

یه چیزی که یادم رفت بگم اینه که تشکیل جلسه اول وقتی میتونه موثر واقع بشه که تیم مذاکره کننده سمت دوماد یا باید سلیقشون شبیه سلیقه آقا پسر باشه یا اینکه کاملا از سلیقه پسرشون مطلع باشن و با هم هماهنگ شده باشند تا در واقع شاخص اصلی برای بررسی شرایط دختر خانم نظرات آقا پسر باشه نه صرفا نظر شخصی خونواده دوماد. پس رعایت این پیش نیاز لازم و ضروری است.

چون که من شخصا در این مراسم حضور نداشته ام بطور کامل از صحبت های رد و بدل شده در این مراسم و نحوه برخودهای دو طرف خبر ندارم اما شنیده ها حاکی از اونه که بیشتر وقت این جلسه به پرسش و پاسخ های ثابت میگذره که بیشتر از اینکه جواب این پرسش ها مهم باشه نحوه جواب دادن و رفتار مهمه. بخش اصلی جلسه هم همانطور که ذکر کردم دیدن هنرنمایی های درونی و بیرونی دختر خانمه و تمامی این حرکات بصورت کاملا باورنکردنی توسط خونواده داماد ثبت و ضبط میشه تا بعد از مجلس عینا بدون هیچ کم و کاستی برای آقا پسر تعریف بشه البته بهمراه تفسیر همزمانی که حین تعریف کردن ارائه میشه.

بعد از اینکه جلسه به خیر و خوشی به پایان رسید دو طرف برای ارائه مستندات جلسه به آقایون از همدیگه خداحافظی کرده و برگ دیگری از داستان ازدواج به سبک یزدی ها ورق میخورد.

پایان 1.2.3.....ضبط میشه

م.ص.ز ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ مهر ،۱۳٩٠

دلاله

دلاله در یزد به اشخاصی (معمولا زن و سالمند)گفته میشه که همون نقش بنگاه دار املاک را بازی میکنن البته با این تفاوت که اینجا مستاجر و موجر همون دختر و پسر هستن. این دلاله ها از صبح تا شب، توی هر مجلسی هستن آمار دختر-پسرهای اطراف خودشون را در میآرن و تو ذهن خودشون ثبت میکنن.

خونواده هایی که دختر و پسر دم بخت دارن و میخان برای اونا آستین بالا بزنن(بیشتر خونواده پسره) به این دلاله ها مراجعه میکنن و مشخصات کیس مورد نظر فرزندشون رو به اونا میدن. دلاله خانم(آقا) پس از بررسی این مشخصات گزینه هایی را به خونواده، پیشنهاد میده. در صورت تایید اولیه این گرینه ها اولین مراسم رسمی برای پیوند دو جوون برگزار خواهد شد که این مراسم رو در پست بعدی توضیح خواهم داد.

 

پایان دلاله

م.ص.ز ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ مهر ،۱۳٩٠

راه های رسیدن به عروس

سلام خدمت همه دوستان

خوب بعد از گفتن بیوگرافی کوتاه از خودم، با اجازتون میخام داستان ازدواج به سبک یزدی ها را شروع کنم.

تا اونجا که من خبر دارم در یزد آقا پسرها به سه روش دختر خانم مورد نظرشون رو پیدا میکنن.

روش اول که تقریبا همه جا وجود داره اینه که خود آقا پسر به دختر خانمی دل بسته و اون دختر خانم را به خونواده پیشنهاد میده و به این ترتیب مرحله اول داستان ازدواج که مشخص شدن دو بازیگر اصلی داستانه آغاز میشه.

در روش دوم به اینصورته که خونواده نزدیک آقا پسر، دختر خانمی را توی فامیل یا آشنایان و یا همسایا به عنوان گزینه پیشنهادی به پسر پیشنهاد می کنن.

و اما روش سوم روشیه که در کمتر جایی وجود داره و در اون شخصی به اسم دلاله نقش آشنایی کردن خونواده های دختر و پسر را بعهده داره. در مورد دلاله در پست بعدی توصیحات بیشتری خواهم داد.

 

راه های رسیدن به عروس

م.ص.ز ; ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ مهر ،۱۳٩٠